هر کس به دانش خویش عمل کند، به مطلوب و مقصود اخرویش برسد . [امام علی علیه السلام]
   [آرشیو شده ها]
از: سید محمد :: 24/4/1387 :: 4:13 عصر



سلام بر اهل سلام :
یه چند وقتی میشه که یه بنده ی خدا بد جور پاشو کرده تو یه کفش که تو همین اول خدمتی با ما ساز مخالف بزنه ؛ نمیدونم چرا این آقا یه ذره منطق و معرفت تو وجودش نیست تا برا ما خرج کنه !!! واقعا تعجب میکنم از کسی که ادعاش میشه پرچم دار حزب الله تو جهان هست و دم از ایمان و اسلام میزنه ، اما اینگونه در مقابل مشکلات دیگران علاوه بر بی تفاوتی ؛ مخاطبینش رو مورد تمسخر و نیش و کنایه قرار میده .ما که در حال حاضر در موضعی نیستیم که بخواهیم جواب بی ادبی این بنده ی خدا رو بدیم ، چون مطمئن هستم که وضع از این بدتر خواهد شد .
من که این روزها بیکار نیستم و یه جورایی دست به کار شدم ؛ اگر تو این مدت برخی کارها و اعمال ( پارتی بازیهای این بنده خدا ) خیلی حالم رو گرفت ، اما من هم یه جورایی می خواهیم یه ورق رو کنم ، یا این بنده خدا یه برگه ی بالاتر از من میکشه و ما رو می بره یا اینکه ما این بازی رو می بریم .
اگر اون واقعا" فکر میکنه با سه تا ستاره که رو لباسشه میتونه گره زندگی من رو کور کنه باید بهش بگم ، هنوز به نظر خودم برگه ی من سرتره و برنده ی این بازی منم ، اون دلش به این خوشه که میتونه با سه تا ستاره ی نخی سرنوشت منو تغییر بده ، اما باید بگم کور خونده و اونقدر هم که فکر میکنه بزرگ نیست و هرچی هست یه غرور کذایی حاصل از همون سه تا ستاره ی نخیه ؛ اگر اون با قدرت سه تا ستاره اش پارتی بعضی ها میشه ، من هم خدا رو با یه آسمون ستاره پارتی خودم می کنم ؛ ما که امید داریم به پارتیمون و ادعا می کنیم که تا آخر پشتمون به عظمت آسمون پر ستاره اش گرمه ...


حالاشاید از خودتون بپرسید چه منظوری داشتم از این حرفم ...!!!


من تو این مدت شاهد بودم که پارتی این بنده خدا خیلی کلفت بوده ، هرکسی رو که خواسته به جای دلخواهش فرستاده ، ما هم منتظر می مونیم تا ببینیم پارتیه ما چقدر برش داره ، آیا می تونه کار ما رو حل کنه یا نه ...!!!، یا اون بنده خدا واقعا به قول خودش میتونه گره ی زندگی منو کور کنه، یا اینکه خدای بزرگ با یه آسمون ستاره رو دستش بلند میشه و گره ی زندگیمو باز میکنه ، من رو این برگه ایی که کشیدم ایمان دارم ، حالا منتظرم ببینم اون بنده خدا چطوری می خواهد گره ی زندگی منو در همین ابتدای راه کور کنه...


منتظر جواب من باشید...
زیر سایه ی رحمت حق
یا علی مدد


نظرات شما()


از: سید محمد :: 16/4/1387 :: 12:27 صبح

سلام بر اهل سلام :



 


تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سهایش کشش لـــــیلا برد


من به سر منزل خورشید نه خود بردم راه
ذره ایـــــــــــــی بودم و مهر تو مرا بالا برد


بعد از کلی انتظار بالاخره خدا خواست و من این جمله رو از زبان " آرام دل " عزیز شنیدم که با صدای آروم در حالی که در کنارم نشسته بود،  گفت :
با اجازه پدر و مادرم و بزرگترها    بله ...
خیلی انتظار کشیدم تا همچین روزی رو ببینم که الحمدالله « آرام دلم » افتخار داد و با این جمله اش انتظار بنده رو به پایان رسوند ، شاید باورتون نشه ، اما با ایشون قرار گذاشتیم تو لحظه ایی که خطبه ی عقد خونده میشه برا تک تک جوونهای مجرد دعا کنیم تا به زودی زود به جرگه ی متاهلین بپیوندن.از کلیه ی دوستانی که در این مدت بنده رو شرمنده ی خودشون کردند ، خیلی خیلی ممنوم و امیدوارم که در شادی هاشون جبران کنیم...


زیر سایه ی رحمت حق
یا علی مدد


نظرات شما()


از: سید محمد :: 29/1/1387 :: 1:8 صبح



سلام بر اهل سلام :


مولی الموحّدین امیرالمومنین علی (ع) می فرماید :


« در آخرین لحظات زندگی انسان ؛ اموال ، فرزندان و اعمال او در جلوی چشمش مجسم می شوند . او به مال خود ، رو کرده و می گوید : من نسبت به تو خیلی علاقمند بودم و در به دست آوردن تو از هیچ کوششی دریغ نکردم ؛ اینک زمان جدایی است چه کمکی به من می کنی ؟ مال او به زبان آمده و می گوید : از من فقط به مقدار یک کفن ، می توانی استفاده کنی . آنگاه به طرف فرزندان رو کرده و می گوید : من دوستدار شما بودم و از هیچ گونه حمایت شما کوتاهی نکردم ، شما اکنون چه خدمتی به من می کنید ؟ پاسخ می دهند : ما تا دم قبر تو را همراهی می کنیم و تو را در زیر خاک دفن می کنیم و بس . سپس به سوی اعمال خود توجّه کرده و می گوید : من نسبت به تو خیلی بی علاقه بودم و بر من دشوار بودی و اکنون از تو چه ساخته است ؟ او جواب می دهد : من در تمام مراحل قبر و برزخ و قیامت همراه تو هستم تا در پیشگاه خدا حضور یابیم . »


فرا رسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه ی معصومه (س) رو در ابتدا به خدمت برادر بزرگوارشون ،حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و محضر حضرت حجة بن الحسن العسکری ( ارواحنا فداه ) و همه ی شما بزرگواران تسلیت عرض میکنم


با اجازه تون ، این برادر کوچیک شما یه چند روزی از محضرتون مرخص میشه و به شهر بادگیرها میره تا بنا به وظیفه ایی که به گردن داره از آب و خاک و ناموس مملکتش پاسداری کنه ؛ بالاخره این مسئولیته که رو دوش هر مرد ایرانی هست و با تمام قدرت باید انجامش بده ، یه مدتی ما تو بغل مادرمون با آرامش شیر خوردیم و یه عده اجازه ندادن آرامشمون بهم بخوره ؛ حالا هم وظیفه ی ماست تا بریم و آسایش رو برای سایرین فراهم کنیم ؛ تو این مدتی که نیستم ، مسئولیت وبلاگم رو به دوست عزیزم " آرام دل " می سپارم تا در غیاب ما چشمش به این وبلاگ در پیت ما باشه و هرزگاهی با قلم شون اجازه ندن تا احیانا" گرد و خاکی به روی وبلاگ مون بشینه .


آرزو دارم وقتی که چشمم رو به دنیا می بندم ، شیعه ی علی بن ابیطالب (ع) باشم ، شما هم دعا کنید تا به آرزوم برسم


زیر سایه ی رحمت حق
یا علی مدد


نظرات شما()


از: سید محمد :: 3/1/1387 :: 6:25 عصر

سلام بر اهل سلام :


در آن نفس که بمـــــیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم


اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنْتَ وَلِّی ِ الله ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اُختَ وَلِّیِ الله ِ ،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا عَمَّةَ وَلِّی ِ الله ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا بِنْتَ مُوسَی بن ِ جَعفَر ٍ (ع)


با خودم قرار گذاشته بودم که سال87 رو در کنار حرم حضرت معصومه (س) آغاز کنم ، تا سال جدیدم با نام و یاد بی بی دوعالم متبرک بشه ، با همه ی امیدی که به این سفر داشتم ، نتونستم سال جدید رو در کنار این بانوی بزرگوار آغاز کنم . تا امروز بخاطر این ناکامی که نصیبم شده بود ، خیلی ناراحت بودم . هم اکنون که این پست رو دارم براتون ارسال میکنم خیلی خیلی خوشحالم ، میدونید چرا ...؟؟؟ آخه یه سفر بهتر از اون نصیبم شد و قراره به امید خدا ،دَم این دل آلوده به گناه ؛ مملوء از هوای ملکوتی سحرگاه آستان علی بن موسی الرضا (ع) بشه تا باز دَمش ، زنگارها و آلودگی های انبار شده از سال گذشه باشه ، اعضاء و جوارحم مشتاق آنند که با نوشیدن جرعه ایی از آب سقا خونه اش خودشون رو تحت پوشش بیمه ی علی بن موسی الرضا (ع) درآوردند. اگرچه کالبد مادیم خودش رو در حرم حضرت معصومه (س) حس نکرد ، اما یقین دارم که دلم اونجا بود ، پس مجبورم دلم رو به سمت خراسان بچرخونم تا این دل ناچیزم در همین آغاز سال در خط واصل دو گنبد طلایی این خواهر و برادر قرار بگیره...



اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا وَلِیَّ الله ِ وَ ابْنَ وَلِیِّه ِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا حُجَّةَ الله ِ وَابْنَ حُجَّتِه ِ
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یا اِمامَ الهُدی وَ الْعُروَةَ الْوُثقی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

به یادتون هستم...
زیر سایه ی رحمت حق
یا علی مدد

نظرات شما()

   [آرشیو شده ها]

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[24/4/1387- 4:13 ع] پارتی من...
[16/4/1387- 12:27 ص] نقطه سر خط ...
[31/2/1387- 11:45 ع] باران بهاری
[29/1/1387- 1:8 ص] تا درودی دیگر بدرود
[3/1/1387- 6:25 ع] طلب حلالیت...
[آرشیو شده ها]


خانه |شناسنامه|ایمیل
وبلاگ من
: موضوعات
مجنون صفت
مدیر وبلاگ : سید محمد[33]
نویسندگان وبلاگ :
آرام دل
آرام دل[7]

إِنَّآ أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ - فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ - إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ
مجنون صفت





























پوست کلف
عشق یعنی حسین (ع)
بشنو از نی
چهل منزل تا اربعین
لیله القدر
تکنولوژی کامپیوتر
علم بی نهایت ، هنر،‏ دین ...
آغاز راه
جواب سوالات,تبیان,آفتاب,..
همرنگ آب
خلیفه ی دوم
یا حنان
شوق پرواز
دختری به نام نیکادل
صدای نسل نو
عــــشقـــــولـــــک
درباره‏ی همه چیز از همه جا
گــــل یا پوچ؟!
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
کبوتر خوشبختی
حاصل اوقات
ساز باران
بهارستان
زیباترین شکیب
امید منتظر
هدایت
گل سرخ
شب و تنهایی عشق
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
پرنیان مهر
دست نوشته های تنها
باران مسیحا
بیا با هم تا به دریا برسیم
حقیقت بهائیت
خلوت تنهایی
نم نم بارون...
گل نرگس ... مهدی فاطمه
ضریح
گـــ ســ ل
طالب یار
خط مقدم
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
perg0la
تا.....شقایق
بابٌ المفتوح ...
عشق الهی
همه چیز درباره راجر فدرر و تنیس
دسته گل
مرجان آسمانی
شعر...عشق...رزم...
دختر ماه
اِندِ هنر
بهترین وبلاگ دنیا
دل نوشته های دو سر به دار
جونور شناسی
کریمه اهل بیت
نگین
نسیمی از بهشت
لاله معروف
sorahi
عشق و زندگی
پشت کنکوری
در کوچه سار شب
یــــاهـو
بایگانی [32]

نام:

ایمیل: